کد خبر: ۱۹۶۵
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۴۰۰ - ۱۵:۰۰
پیکر ایران درودی، بانوی پرآوازه نقاشی معاصر ایران، از مقابل موزه هنرهای معاصر تهران به سوی خانه ابدی بدرقه شد تا در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شود.

پیکر ایران درودی، بانوی پرآوازه نقاشی معاصر ایران، از مقابل موزه هنرهای معاصر تهران به سوی خانه ابدی بدرقه شد تا در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شود.

مراسم وداع با پیکر «ایران دروری» برگزار شد

مراسم تشییع پیکر ایران درودی هنرمند نقاش معاصر که ۷ آبان ماه دار فانی را وداع گفت، صبح امروز ۱۱ آبان ماه با حضور جمع محدودی از هنرمندان و مسئولان فرهنگ و هنر در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار و پیکر این بانوی هنرمند به قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران رهسپار شد.

ایران درودی، (متولد ۱۳۱۵) بانوی نقاش معاصر پس یک دوره طولانی مبارزه با بیماری سرانجام جمعه گذشته (هفتم آبان) در سن هشتادوپنج‌سالگی دار فانی را وداع گفت. مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد ایران درودی با حضور جمعی از هنرمندان و فعالان عرصه فرهنگ و هنر امروز (سه‌شنبه، ۱۱ آبان) در مقابل موزه هنرهای معاصر تهران به سوی خانه ابدی برگزار شد.

 

عمید نایینی رییس هیات مدیره بنیاد ایران درودی در آغاز این برنامه که با اجرای پیام دهکری همراه بود، ضمن تشکر از حاضران گفت: ایران درودی منظومه ای از استعدادهای خلاقانه و جنبه های هویتی گوناگون بود. جنبه آفرینش در نقاشی هویت اصلی این هنرمند بود. نقاشی رویای مقدس ایران درودی بود و فقط خلق یک اثر هنری برای او مهم نبود؛ بلکه از نیروی درونی سرشار می شد که از ایمان درونی‌اش جوشش می کرد.

وی گفت: ایران درودی اشراف کامل بر آفرینش در وسعت گسترده‌ای داشت و گرمای قدرت تخیل و نیروی غریزی تصویرگری این هنرمند همواره برای اهل هنر ستودنی بود. ساخت فیلم مستند، نویسندگی و ویراستاری بخشی از ویژگی های این هنرمند و در تمام رویکردهای مختلف سختکوش و سختگیر بود.

نایینی در ستایش ایران‌دوستی این هنرمند گفت: زنده‌یاد ایران درودی به ایران و سرزمین مادری خود عشق عجیبی داشت و همواره به ایرانی بودن خود می‌بالید. ایران  همواره تکه ای از جانش بود و این عشق جنبه عملی نیز داشت. زمانی که با هنرمندان و مشاهیر فرانسوی دیدار کرد در معرفی خود می گفت: «من ایران هستم» من «ایران‌درودی هستم».

ایران درودی به گذشته ما توجه کرده است

جواد مجابی شاعر و نویسنده پیشکسوت در تشریح ویژگی های زنده یاد ایران درودی گفت: جامعه ایران در صد سال اخیر با این سوال مهم روبرو بوده که ما که هستیم و چه خواهیم کرد. طبیعتاً این مسئله ما را با تاریخ خود روبرو می‌کند و ناگزیر هستیم تاریخ را به اکنون احضار و اکنون را در شرایط خاص خود تحلیل، همچنین نقشه ای برای فردای خود ترسیم کنیم. ایران درودی به عنوان یک هنرمند جزو این متفکران تاریخی ما بوده است که به گذشته ایران از مشروطه تاکنون توجه کرده است. 

مجابی افزود: دانستن تاریخ برای درودی بسیار مهم است. خود را در دل تاریخ قرار می دهد و از میان تاریکی‌های تاریخ گل، نور، خون و خاک را استخراج می‌کند. ایران درودی تنها به تاریخ اکتفا نمی کند و به دشواری‌های زمانه خود و به دغدغه های هنرمند در نوسان نیز توجه دارد. وی را می‌توان به عنوان یک روشنفکر شناخت که به مسائل خود و زمانه خود آگاه است و مسئله سرنوشت مردم همواره برایش مهم بوده است. 

وی ادامه داد: برای همین در اغلب روشنفکران و در دل مردم ایران جایگاه خاصی دارد. این سوال برای او مطرح است که برای فردا چه کار باید کرد، البته هنرمند پاسخی ندارد اما پرسش های مهم خود را برای آینده مطرح می‌کند. ایران‌درودی در نقاشی هایش به دقت وسوسه‌ها و دغدغه های ذهنی ایجاد و پرسش‌هایی را برای آینده مطرح کند.

ایران درودی، نوری بر تاریکی بود

طاها بهبهانی، نقاش مطرح نیز در این مراسم گفت: نشستن در کنار  ایران درودی به نحوی بود که گذر زمان را نمی‌فهمیدیم. ایران درودی آمد تا نوری بر تاریکی ایجاد کند. وی جنگجو و بی پروا و زبانش شمشیری بی محابا بود، بر هرکس که ناحق و بر هر کس که پست و فرومایه بود، می تاخت.
بههانی با انتقاد از تاخیر در ساخت و راه اندازی موزه ایران درودی گفت: وی آرزو داشت موزه ای از آثارش داشته باشد، با اینکه محقق نشد، می گفت، نمی خواهم باور کنم بازی ام می‌دهند و دروغ می‌گویند و می‌خواهم امیدوار باشم. ولی او نمی دانست کسی نیست آرزوهایش را پاسخ دهد و شاید می‌دانست و غرورش آن را مخفی می کرد.

آزاده درودی برادرزداه زنده یاد در این مراسم گفت:  تنها یادگار خانواده پدری ام، اکنون که از پیش ما رفت، اشک هایم در نمی آید، چون آنقدر قوی و جسور بود که باور نبودنش برایم سخت است. همیشه میگفتی آرزو جان دعا کن خداوند ایمان من را هر روز به خودش بیشتر و قوی تر کند چرا که من زندگی را با دردهایش دوست دارم و این درد هاست که من را زنده نگه داشته است. 
وی ادامه داد: تو عاشق زندگی بودی و میگفتی ارزش‌ها را با قیمت‌های یکی نکنید و عاشقانه به زندگی نگاه کنید. هر وقت از تو پرسیدم که آیا از مرگ می ترسی، میگفتی من از هیچ چیز نمی ترسم چرا که مرگ  با شکوه‌ترین دوره زندگی خواهد بود. همانطور که زندگی باشکوه است مرگ هم باشکوه است. چون من به نور خواهم رسید و می‌گفتی من آرزو دارم در  نقاشی هایم به نور برسم و آن روز آخرین اثر من خواهد بود.

ایران درودی، (متولد ۱۳۱۵) بانوی نقاش معاصر پس یک دوره طولانی مبارزه با بیماری سرانجام جمعه گذشته (هفتم آبان) در سن هشتادوپنج‌سالگی دار فانی را وداع گفت. مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد ایران درودی با حضور جمعی از هنرمندان و فعالان عرصه فرهنگ و هنر امروز (سه‌شنبه، ۱۱ آبان) در مقابل موزه هنرهای معاصر تهران به سوی خانه ابدی برگزار شد.

هادی مظفری مدیرکل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، احسان آقایی رییس موزه هنرهای معاصر تهران، نیکنام حسینی پور مدیرعامل موسسه هنرمندان پیشکسوت و مجید رجبی معمار مدیرعامل خانه هنرمندان در این مراسم حاضر بودند.

مراسم وداع با پیکر «ایران دروری» برگزار شد

همچنین جواد مجابی، علیرضا تابش، احمد مسجد جامعی، سیف الله صمدیان، طاها بهبهانی، بزرگمهر حسین پور، عباس مشهدی زاده، حبیب الله صادقی، محمد جواد حق شناس، سعید اسلام زاده، ساعد نیک‌ذات، علیرضا اسماعیلی، لیلی گلستان، مژده طباطبایی و محمدرضا کارگر و حجت الاسلام محمود دعایی، جمعی از اهالی ادب، هنرمندان حوزه تجسمی، مدیران فرهنگی و اهالی هنر سینما و تئاتر هستند که در این مراسم با حضور نسبتا پرشمار علاقه‌مندان و آشنایان ایران درودی شرکت کرده اند. 

در پایان مراسم نماز میت توسط حجت الاسلام محمود دعایی بر پیکر زنده یاد ایران درودی اقامه شد و پیکر او برای خاکسپاری در قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا (س) روی دست‌های حضار به سمت خانه ابدی رفت.

نام:
ایمیل:
* نظر:
صفحه خبر بالای آخرین اخبار
آخرین اخبار
صفحه خبر بالای آخرین اخبار
پربازدید ها
صفحه خبر بالای آخرین اخبار
صفحه خبر بالای آخرین اخبار