دوراهی سخت ترامپ در بحران اوکراین؛ صلح یا تقابل تازه
به گزارش مخاطب ۲۴، به نقل از راشا تودی، در ماه دسامبر امسال، خبرنگاران سراسر جهان به دنبال یافتن «میم سیاسی سال» خواهند بود — و یکی از گزینههای احتمالی این عنوان غیررسمی، ادعای دونالد ترامپ مبنی بر «متوقف کردن هشت جنگ» است.
با این حال، باید اذعان کرد که هرگونه ارزیابی واقعی از نقش ترامپ در ایجاد صلح جهانی، نه بر آتشبسهای موقت که با نفوذ کاخ سفید بر طرفهای درگیر حاصل شده، بلکه بر حلوفصل پایدار و اساسیترین بحران امنیتی اروپا — یعنی مناقشه اوکراین — استوار خواهد بود. اما در خصوص اوکراین، توان آمریکا برای اعمال نفوذ بر طرفهای درگیر بهشدت محدود شده است.
برخلاف بسیاری از مناقشاتی که رؤسایجمهور آمریکا معمولاً با آنها روبهرو میشوند، وضعیت اوکراین یک درگیری کوچک نظامی، اقتصادی یا ژئوپولیتیکی نیست؛ بلکه یک نبرد عظیم میان روسیه و اوکراین است که اوکراین از حمایت تقریباً تمام بلوک ناتو برخوردار است. طی سال گذشته، تلاشها برای حلوفصل این بحران چرخهای تکراری را پشت سر گذاشتهاند: دورهای از سکوت طولانی، سپس رسیدن به یک تفاهم شفاهی میان کاخ سفید و کرملین؛ پس از آن، مخالفت کییف و شرکای اروپاییاش که آمریکا را وادار به اتخاذ مواضع تهاجمیتر علیه مسکو میکند؛ و در نهایت توقف دوباره مذاکرات.
این الگو نخستینبار پس از مشورتهای مقدماتی مسکو و واشنگتن در فوریه در ریاض شکل گرفت؛ مذاکراتی که باعث احیای گفتوگوهای متوقفشده روسیه و اوکراین در استانبول شد. اما این مذاکرات زمانی شکست خورد که کییف یادداشت روسیه را نادیده گرفت. بعدها همین توقف مذاکرات، بهانهای برای بسته نوزدهم تحریمهای اتحادیه اروپا و محدودیتهای جدید علیه لوکاویل و روسنفت شد.
وضعیت پس از نشست آمریکا و روسیه در انکوریج آلاسکا در ۱۵ اوت دوباره تکرار شد. پس از دیدار مقامات اوکراین، بریتانیا، اتحادیه اروپا، ناتو، فرانسه، آلمان، ایتالیا و فنلاند در کاخ سفید در ۱۸ اوت، ولودیمیر زلنسکی و حامیان اروپاییاش موفق شدند ترامپ را به سمت خود متمایل کنند. این تغییر بعدها در اظهارات غیرمنتظره آمریکا درباره تسلیحات هستهای — که میتواند بر ثبات راهبردی و گفتوگوهای کنترل تسلیحات میان مسکو و واشنگتن اثر بگذارد — نمود پیدا کرد.
سومین تلاش برای گفتوگو — زمانی که پس از طولانیترین تماس تلفنی پوتین و ترامپ در ۱۶ اکتبر، کاخ سفید اعلام کرد نشست جدیدی در بوداپست برگزار خواهد شد — کمتر از آنچه ترامپ و میزبان بالقوه نشست، ویکتور اوربان، انتظار داشتند نتیجه داد. اتحادیه اروپا نهتنها مقاومت کرد، بلکه حتی اجازه استفاده هواپیمای ریاستجمهوری روسیه از حریم هوایی اروپا را نیز نداد.
با این حال، شاید برای رهایی از این چرخه معیوب که اوکراین، بریتانیا و اتحادیه اروپا آمریکا را در آن گرفتار کردهاند — یا با بهرهگیری از اطلاعاتی که از سفر ناگهانی اوربان به واشنگتن در ۷ نوامبر به دست آمده — ترامپ یک حمله سیاسی و دیپلماتیک را آغاز کرد. رسوایی بزرگی از فساد در اوکراین، که نزدیکان زلنسکی — تیمور میندیچ، رستم عمرُف و آندری یرماک — را دربر میگرفت، بالا گرفت. همزمان ترامپ «طرح صلح ۲۸ بندی» خود را منتشر کرد.
این طرح که reportedly توسط وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو، فرستاده ویژه استیو ویتکف و جرد کوشنر پس از مشورت با مدیر صندوق سرمایهگذاری مستقیم روسیه، کریل دیمیتریِف تدوین شده، نخستین سند رسمی است که موضع دولت ترامپ درباره حل بحران اوکراین را مشخص میکند — و مانند یک بمب سیاسی بر سر کییف و حامیان اروپاییاش فرود آمد. همانند هر نقشه راهی برای آشتی دادن مواضع متعارض، این طرح پرسشهای بیشماری ایجاد کرده است.
برای نمونه، هنوز مشخص نیست:
سازوکار تضمینهای امنیتی آمریکا (بند ۱۰) چگونه خواهد بود و در صورت تغییر دولت در سال ۲۰۲۸، این تضمینها چه سرنوشتی خواهند داشت؟
اجرای توافق (بند ۲۷) چگونه و توسط چه کسانی در «شورای صلح» نظارت خواهد شد؟
تبادل سرزمینی (بند ۲۱) چگونه انجام میشود، آن هم اگر اوکراین داوطلبانه از بخشهایی از دونتسک که هنوز تحت کنترل دارد صرفنظر نکند؟
داراییهای مسدودشده روسیه (بند ۱۴) دقیقاً برای چه پروژههایی هزینه میشود، وقتی مسکو این اقدام را مصادره اموال تلقی میکند؟
بازگشت روسیه به اقتصاد جهانی تحت چه شرایطی خواهد بود و لغو تحریمها از کدام بخشها آغاز میشود؟ و چرا مسکو باید دوباره به گروه G۷ دعوت شود وقتی بیش از ده سال است هیچ علاقهای به عضویت ندارد؟
در عین حال، با توجه به تحول چشمگیر نگاه دولت ترامپ به روسیه طی سال گذشته، باید پیشرفت قابل توجهی را که در شناسایی ریشههای درگیری حاصل شده، به رسمیت شناخت. به همین دلیل است که پیشنهادهایی مانند کاهش ارتش اوکراین به ۶۰۰ هزار نیرو (بند ۶)، جلوگیری از عضویت اوکراین در ناتو (بند ۷)، ممانعت از استقرار نیروهای ناتو در اوکراین (بند ۸)، تعیین وضعیت غیرهستهای برای کییف (بند ۱۸) و ممنوعیت ایدئولوژی نازی همراه با تضمین حقوق روسزبانها (بند ۲۰)، شایسته توجهاند.
طبیعی بود که این ایدهها — که با خواستههای حداکثری غرب جمعی تفاوت چشمگیری داشت — با مقاومت اوکراین و متحدان کوچک آمریکا روبهرو شود. پس از انتشار این سند در ۲۱ نوامبر، نمایندگان اوکراین و فرستادگان اروپایی خواستار مذاکره شدند و دیداری در ۲۳ نوامبر در ژنو برگزار شد. طبق معمول، «ائتلاف مایلها» طرح صلح خود را ارائه داد که عملاً ابتکار آمریکا را خنثی میکرد.
پیشنهادهای اروپا شامل این موارد بود: کاهش ارتش اوکراین به ۸۰۰ هزار نیرو (از ۸۵۰ هزار نیرو)، لغو تدریجی تحریمها، عدم استقرار نیروهای ناتو در زمان صلح، اما امکان استقرار در زمان جنگ، ارائه تضمینهای امنیتی مشابه ماده ۵ ناتو، و حل مسائل سرزمینی بر اساس خطوط تماس بدون به رسمیت شناختن وضعیت موجود.
روسیه این طرح را «غیرسازنده» خوانده و طراحان آن قصد دارند از این موضوع برای متقاعد کردن واشنگتن استفاده کنند که مسکو اساساً انعطافناپذیر است و بنابراین جنگ ــ طبق روایت آنها ــ تا «آخرین سرباز اوکراینی» ادامه خواهد یافت.
ترامپ بار دیگر خود را در یک دوراهی دشوار میبیند: یا ابتکار صلح او بیثمر خواهد ماند و درگیریها از سر گرفته میشود، یا او باید برای دستیابی به صلح در اروپا، با اوکراین و اتحادیه اروپا «جنگ سیاسی» بهراه بیندازد. تعیین روز شکرگزاری به عنوان مهلت برای پذیرش طرح توسط کییف، نشان میدهد که تیم ترامپ تحت فشار شدید زمان فعالیت میکند؛ فشاری که ناشی از ترکیبی از عوامل داخلی (پیشروی نیروهای روسیه در میدان نبرد) و عوامل خارجی (تهدید تعطیلی دولت، وضعیت ونزوئلا، و تنش فزاینده میان چین و ژاپن) است.
آنچه روند حلوفصل اینبار را متمایز میکند، افزایش درک واقعبینانه در دو سوی آتلانتیک از این حقیقت است: هرچه وضعیت نبرد برای اوکراین بدتر شود، خواستههای روسیه سختتر و غیرقابل مذاکرهتر خواهد شد. اکنون پرسش این است: آیا کییف میتواند به موقع توقف کند و خسارتهای خود را کاهش دهد، یا شاهد بحرانی تازه برای دولت اوکراین خواهیم بود — بحرانی که طبق سنت، معمولاً در اواخر زمستان به اوج میرسد؟
منبع: راشا تودی
