مشروح گفتگوی مخاطب۲۴ با «دکتر محمود شوری» معاون موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و کارشناس ارشد مسائل روسیه در ادامه آمده است. دکتر شوری تأکید میکند که توافق راهبردی ایران و روسیه تعهدی برای حمایت نظامی متقابل در برابر طرفهای سوم ایجاد نکرده و واکنش محدود روسیه در حمله اسرائیل قابل پیشبینی بود. روابط ایران و روسیه تاریخی و پیچیده است و منافع مسکو در سطح منطقهای و بینالمللی تعیینکننده اولویتهایش است.
بر اساس توافقی که داشتیم، روسیه الزامی نداشت در چنین درگیریای با ما همراهی یا کمک کند. البته با توجه به روابط ۳۰ ساله گذشته و تعاملات دو کشور، بهویژه در زمینه جنگ اوکراین و اتهاماتی که علیه ایران مطرح شده بود، شاید این انتظار وجود داشت که روسیه فعالتر عمل کند. این انتظار چندان عجیب نبود که دستکم در حوزه میانجیگری یا تلاش برای برقراری آتشبس اقدام بیشتری انجام دهد. اما واکنش روسیه بسیار محدود بود؛ مشابه موضع بسیاری از کشورهای دیگر. بسیاری از کشورها حمله اسرائیل به ایران را محکوم کردند و روسیه هم همین موضع را گرفت، بدون اقدام عملی فراتر از آن. حتی برخی اظهارات ولادیمیر پوتین، از جمله اشاره به حضور دو میلیون روس در اسرائیل، این پیام را منتقل میکرد که حفاظت از جان روسزبانهای ساکن اسرائیل برای مسکو اولویت دارد.
دقیقاً. هیچ بندی در توافق راهبردی دو کشور وجود ندارد که طرفین را به حمایت نظامی از یکدیگر، بهویژه در مسائل مربوط به طرف سوم، ملزم کند. تنها تعهد موجود این است که هیچیک به طرف سومی که به کشور مقابل حمله کند، کمک نکنند. در حوزههای نظامی، اقتصادی و سیاسی هم صرفاً چارچوبها و دستورالعملهایی تعیین شده است. این چارچوبها برای عملیاتی شدن، نیازمند قراردادهای مشخص میان وزارتخانهها و نهادهای دو طرف است؛ بنابراین روسیه طبق توافق، الزامی به کمک نظامی به ایران یا دفاع از آن نداشته است.
همینطور است. مسائل دیگری هم مطرح است، مثل خرید جنگنده سوخو و سایر الزامات. روسیه بهعنوان یک قدرت جهانی، روابط تاریخی با غرب، اروپا و آمریکا دارد، عضو شورای امنیت است و الزامات امنیت منطقهای برایش اهمیت بالایی دارد. همه این عوامل در سیاستهایش نسبت به ایران مؤثر است. در این میان، ایران همواره به روسیه نیاز داشته و این وابستگی دست مسکو را برای تعیین اولویتها باز گذاشته است. درواقع، ایران در بسیاری مواقع ناگزیر از همکاری با روسیه بوده است. حتی مقامات روس هم این موضوع را آشکارا بیان کردهاند.
روسیه روابط خود با اسرائیل و سایر بازیگران منطقه را طوری تعریف کرده که لزوماً همسو با سیاستهای ایران نیست. البته در سطح کلان بینالمللی، ما و روسیه در مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا، نظم تکقطبی و هژمونی غرب دیدگاههای مشترکی داریم. اما در نهایت، برای روسیه رابطه با آمریکا و اروپا اولویت بیشتری دارد. اگر منافعی در رابطه با غرب وجود داشته باشد که با رابطه با ایران در تضاد باشد، روسیه بدون تردید اولویت خود را انتخاب میکند؛ بنابراین ما باید بدانیم که با یک قدرت بزرگ طرف هستیم که منافعش در سطوح مختلف تعریف شده است. اگر هم گاهی دچار سوءبرداشت شدهایم، این اشتباه از جانب ماست.
البته ایران هم از تقابل روسیه با غرب بهره برده است؛ همکاریهای نظامی میان دو کشور بدون این شرایط سخت جهانی شکل نمیگرفت. درعینحال، نگاه احساسی در افکار عمومی و حتی میان برخی مسئولان ایران به این روابط آسیب زده است. همکاری در یک حوزه به این معنا نیست که در همه زمینهها همسو عمل شود. مثلاً روسیه نگاه منفی به اسرائیل ندارد و روابطش در حوزه فناوری با این رژیم برایش اهمیت زیادی دارد. حجم روابط اقتصادی روسیه با اسرائیل حتی از روابط با ایران بیشتر است. اشاره پوتین به دو میلیون روسزبان در اسرائیل هم نشاندهنده این اولویت است.
بله. روسیه بارها به ایران اعلام کرده که بهدنبال تقابل با سیاستهای اسرائیل در سوریه نیست. اسرائیل هر زمان که خواسته پایگاههای ایران را در سوریه هدف قرار داده است. این مسائل باید جدی گرفته شوند. ما نمیتوانیم از کشوری که در حوزهای خاص به آن نیاز داریم انتظار داشته باشیم در تمام زمینهها مطابق خواست ما عمل کند. نگاه ما به روسیه باید متعادل و واقعبینانه باشد و از احساسات فاصله بگیرد.
بله، در سی سال گذشته چنین رابطهای شکل نگرفته و انتظاری هم نداشتیم. روسیه قدرت بزرگی است و انتظار دارد کشور کوچکتر سیاستهایش را با آن تنظیم کند، نه برعکس. هرچند گاهی در افکار عمومی گفته میشود ایران به سمت روسیه گرایش دارد، اما در واقع سیاستهای خود را با روسیه هماهنگ نکردهایم؛ به همین دلیل روابطمان فراز و نشیبهای زیادی داشته است.
روسیه و چین طرحهایی درباره تمدید برجام یا حذف مکانیسم ماشه ارائه دادهاند و اروپا هم پیشنهادهایی مطرح کرده است. ایران هنوز موضع رسمی نداده است. برای روسیه و چین، ادامه وضعیت کنونی با وجود تهدید تحریمها مطلوبتر از بازگشت تحریمهای شورای امنیت است. اما ایران بهدنبال پایان کامل این وضعیت است. واقعیت این است که مکانیسم ماشه ابزاری است که هر زمان میتواند تحریمها را بازگرداند و این موضوع برای قدرتهایی مثل روسیه و چین که بهدنبال ثبات هستند، نگرانیآور است.
چین و روسیه به جغرافیای ایران نیاز دارند و تجارتشان بهراحتی قابل قطع نیست. اما نگران واکنش ایران، بهویژه خروج احتمالی از NPT هستند. چنین اقدامی برای آنها بهعنوان اعضای شورای امنیت مطلوب نیست و تنش منطقهای را افزایش میدهد. روسیه حتی بیش از چین نسبت به رفتار هستهای غیرقابلکنترل ایران حساس است.
بله. در سالهای اخیر ایران به روسیه برای تأمین اورانیوم غنیشده متکی بوده است. هرچند تلاش ایران برای استقلال در این زمینه ادامه داشته، روسیه همواره این سؤال را مطرح میکرد که وقتی متعهد به تأمین سوخت نیروگاه بوشهر است، چرا ایران به دنبال توسعه این توانمندی است.
بحث اسنپبک فشار زیادی به ایران وارد میکند. بازگشت تحریمهای سازمان ملل چیزی نیست که کسی از آن استقبال کند. برخلاف تحریمهای آمریکا، لغو این تحریمها نیازمند اجماع شورای امنیت است و این مسئله میتواند روابط ایران با دیگر کشورها را دشوارتر کند. امیدواریم بتوانیم از این تهدید عبور کنیم.