کد خبر: ۲۵
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۲۱:۲۶
یکی از موضوعات مهمی که این روزها بحث آفرین شده است و تمامی جریانات سیاسی و افراد صاحب فکر و ایده سعی دارند به نوعی نظراتشان را مطرح نمایند، موضوع اعتدال و میانه روی در تمامی زمینه ها می باشد و تا امروز هر جریان و فرد با توجه به دیدگاه خودش اعتدال و میانه روی را تعبیر نمود.

یکی از موضوعات مهمی که این روزها بحث آفرین شده است و تمامی جریانات سیاسی و افراد صاحب فکر و ایده سعی دارند به نوعی نظراتشان را مطرح نمایند، موضوع اعتدال و میانه روی در تمامی زمینه ها می باشد و تا امروز هر جریان و فرد با توجه به دیدگاه خودش اعتدال و میانه روی را تعبیر نمود. در میان این تفاسیر و در مجموع به نتیجه می رسند که اعتدال و میانه روی یک راه و روش و یا یک فکر جدید و نوپا می باشد، زیرا دو جریان اصول گرایی و اصلاح طلبی آنچه خودشان تعریف کردند که هر یک ایده مطلق هستند و بر همین اساس به جای همدلی و هم فکری و به نتیجه رسیدن، دودی از برخورد این دو جریان بلند شد که چشم ملت را آزرد. من قصد ندارم بگویم که که کدام جریان گفتمان درست و بر اساس اصول و مبانی و منطق اسلام ناب محمدی و تشیع علوی دارند؛ زیرا هر دو جریان نقاط مثبت و منفی را در خود دارند، بلکه می خواهم بحثی را مطرح نمایم که در اصل هر دوی این جریان نوپا هستند و آنچه که ریشه عمیق و تاریخی در اسلام و حکومت اسلامی دارد، اعتدال و میانه روی است.

جمله ای از برادر بزرگوار جناب آقای مهندس باهنر عرض کنم که فرمودند: "اعتدال برنج دم نکشیده است"!! در جواب این عزیز عرض میکنم که مردم ما دارای درک و شعور بالایی هستند و خیلی جلوتر ازمتولیان امرحقیقت را در می یابند. مردم ما برنج دم کشیده اصول گرایان و اصلاح طلبان را دیدند و میل کردند که متاسفانه دچار دل درد شدیدی شدند. اما امروز چنانچه برنج دم نکشیده اعتدال و میانه روی با توجه به ریشه تاریخی که بعد با اسناد و مدرک تقدیم میکنم، دم بکشد. میدانید چه قدی خواهد کشید!؟ و چه عطری خواهد داشت!؟

عطرش همان عطر ناب محمدی و خاندان عصمت و طهارت خواهد بود و قدش به بلندای تاریخ اسلام!

من قصد ندارم به دیدگاه های این بزرگواران بپردازم، برعکس می خواهم اثبات نمایم که اعتدال و میانه روی کودک خردسالی نیست وبلکه اسلام با اعتدال متولد شد. بررسی زندگی پر برکت پیامبر گرامی که در جوانی معروف به محمد امین بود یک زندگی اعتدالی بود. زمانیکه به پیغمبری مبعوث شد، شروعش با اعتدال بود. اهدنا الصراط المستقیم، نه راه چپ رفت و نه راه راست؛ بلکه راه مستقیم و میانه. یعنی راه سعادت بشری راه وسطی است.

خداوند متعال جهان را با اعتدال خلق کرد. بدن ما نیز در حالت اعتدال سالم است و بیمار نیست؛ چنانچه یک قسمت از اعتدال خارج شود بیمار می شویم و در نظم بدن اشکالاتی پیش می آید.

سعی و تلاش من بر این است به صورت مستند به موضوع بپردازم و اثبات نمایم که اصلاح طلبی و اصول گرایی جزئی از اعتدال و میانه روی است و هردو در دل اعتدال جای دارند. همچنانکه مقام معظم رهبری فرمودند: "اصول گرایی اصلاح طلبانه".

با حفظ ارزش های اسلام در همه حال باید در تغییر و اصلاح به سمت تعالی باشیم. چون موضوع اعتدال تمامی ابعاد سیاست ، اقتصاد ، اجتماع و فرهنگ را در بر می گیرد.

در نخستین قدم به اولین فرمایشات امام علی (ع) ، اولین بنیان گذار حکومت اسلامی شیعی ، می پردازیم.

حضرت امیر- که درود خداوند بر او باد – در حکمت 109 در مقام ارزش والای اهل بیت پیامبر (ص) فرمودند: "ما تکیه گاه میانه ایم. عقب ماندگان به ما میرسند و پیش تاختگان به ما باز می گردند".

آنچه که در رابطه با اعتدال و میانه روی به عنوان ریشه حکومت باید بدانیم در حکمت 109 وجود دارد. تکیه گاه میانه همان ریشه دیدگاه حکومت مردسالاری امام علی می باشد. الگوی ما در تمامی زمینه ها، شیوه زندگی ، خانواده و حکومت، پیامبر اکرم می باشد.

امام علی میفرمایند: ما بدون انحراف به راست و یا چپ در نقطه ای ایستاده ایم که خواست خداوند متعال می باشد، در جایی قرار داریم که تکیه گاه و مرکز ثقل و نقطه تعادل سعادت بشری می باشد.

آنهایی که چپ روی کردند و آنهایی که راست روی کردند به ما برمی گردند. آنهایی که از صراط مستقیم منحرف شدند به ما برمی گردند.

اسلام در تمامی زمینه ها حرکتش روی خط اعتدال است که إن شاء الله به تک تک آنها خواهم پرداخت.

اما در همین مورد حکمت 109، به راستی آنهائیکه نظرشان بر جوان بودن خط اعتدال و میانه روی است چه جوابی دارند؟ با ارائه این سند معتبر دیگر توجیهی برای این عزیزان اصول گرا و اصلاح طلب باقی نمی ماند.

از دیگر درس های حکمت 109 به ویژه با توجه به وضعیت گروه های سیاسی و ظرفیت بالای خط میانه از اهمیت زیادی برخوردار است؛ پذیرش همه دیدگاه ها و استقبال از کسانیکه با هر ایده ای محتوی میانه روی را درک نموده اند و به سمت اعتدال گرایش پیدا کردند.

 

امروزه ما شاهد تهمت زدن و ناسزا گویی جریانات اصول گرا و اصلاح طلب  به یکدیگر می باشیم. (به ویژه تندرو های هردو جناح). اخیرا تندرو ها سعی دارند اشخاص و یا جریاناتی که به سمت میانه حرکت می - کنند و به خط اعتدال نزدیک می شوند را به نوعی جریان وابسته به امپریالیسم و عوامل نفوذ معرفی نمایندو در حقیقت با یک تیر دو هدف را نشانه گرفتند؛ که هدف اصلی آنها تخریب جبهه های اعتدال و میانه رویاست. زیرا تحقیقا و دقیقا احساس کردند که با قدرت گرفتن بیشتر خط میانه این دوستان در نقطه ضعف قرار می گیرند و چون از نظر دیدگاه فقط خودشان را قبول دارند و در پذیرش دیگران ظرفیت ندارند، سعی دارند عوامل اصلاح طلب و اصول گرای با گرایش به خط میانه را وابسته و نفوذی معرفی نمایند. مثل روزنامه کیهان در صفحه اول خودچنین تیتری را زد.

البته جبهه اعتدال باید با تدبیر تمامی حرکت ها را زیر نظر داشته باشد و صراحتا افرادی را که دارای پرونده فساد هستند و یا مدیرانی که  با سوء مدیریت به کشور از نظر اقتصادی و سیاسی ضربه وارد نمودند را نپذیرد؛ زیرا باید باور کرد که افرادی برای کسب وجهه به خط اعتدال نزدیک خواهند شد.

در هر صورت ما در جبهه تدبیر و توسعه ایران اسلامی، با توجه به اصل حکمت 109 و با علم و آگاهی و اینکه اصل جذب همگانی به سمت خط میانه خواست و اراده خداوند متعال می باشد، ظرفیت جذب و پذیرش همه افراد و جریانات اصلاح طلب و اصول گرا را با حفظ و رعایت اصول اعتدال گرایی داریم و میدانیم که این جریانات جزئی از کل اعتدال می باشد.

البته ضروری است این نکته را هم عرض کنم که حساب افراد بسیار تندرو که به نوعی وابستگی به اجانب دارند و یا واپس گرا هستند، از افراد واقع گرا و حقیقت طلب سوا می باشد؛ زیرا خوب می دانیم که این افراد قابل تغییر نیستند؛ چون خمیرمایه آنها گرفته شده است.

بخش دوم:

در ادامه بحث اعتدال و میانه روی می خواهم به ارزش اعتدال و میانه روی از دیدگاه امام عل (ع) بپردازم.

حضرت علی (ع) در خطبه 222 نهج البلاغه در رابطه با ارزش اعتدال و میانه روی می فرماید: (ترجمه)

همانا خداوند سبحان و بزرگ، یاد خود را روشنی بخش دلها قرار داد، تا گوش پس از ناشنوایی بشنود و چشم پس از کم نوری بنگرد و انسان پس از دشمنی رام گردد. خداوند که نعمت های او گرانقدر است، در دوران های مختلف روزگار، و در دوران جدایی از رسالت (تا آمدن پیامبری پس از پیامبر دیگر) بندگانی داشته که با آنان در گوش جانشان زمزمه می کرد و در درون عقلشان با آنان سخن می گفت.

آنان چراغ هدایت را با نور بیداری در گوش ها و دیده ها و دل ها بر می افروختند، روز های خدایی را به یاد می آوردند و مردم را از جلال و بزرگی خدا می ترساندند.

آنان نشانه های روشن خدا در بیابان هایند، آن را که راه میانه در پیش گرفت می ستودند و به رستگاری بشارت می دادند و روش آن را که به جانب چپ یا راست کشانده می شد زشت می شمردند و از نابودی هشدار می دادند، همچنان چراغ تاریکی ها و راهنمای پرتگاه ها بودند. اینها خود عدالت گسترند، از بدی ها نهی می کنند و خود از آنها پرهیز دارند.

همانطور که قبلا عرض نمودم، نیت و قصد بر آن است که روح اسلام را بشناسیم، پایه های اسلام را بشناسیم و اگر انحرافی یا اشتباهی وجود دارد تلاش نمائیم تا همه به صراط مستقیم برگردیم و از تباهی و نابودی نجات یابیم و به نظر من به حکومت و دولتی برسیم که جهان و جهانیان را نجات دهد.

اعتدال پایه اسلام است و اگر اعتدال را از اسلام برداریم، از اسلام چیزی نمی ماند.

اولین اصل: اصول گرائی و اصلاح طلبی جزئی از اعتدال هستند؛ با احترام به جریانات محترم اصلاح طلب و اصول گرا.

در این خطبه به صراحت، چپ روی و راست روی مردود شناخته شده است که راه ضلالت است؛ و راه هدایت راه میانه است و ارزشش سعادت بشری می باشد.

نخست به ضرر های افراط و تفریط از دیدگاه حضرت علی (ع) بنیان گذار اولین حکومت اسلامی واقعی می پردازم. اسلام با تند روی و افراط گرایی سازگاری ندارد چونکه به حال جامعه ضرر دارد.

حضرت علی (ع) در حکمت 181 می فرماید:

ثمره ی تفریط ندامت و پشیمانی است و ثمره ی دور اندیشی و درک، سلامت است. این ارزش دور اندیشی و پرهیز از افراط است.

حضرت علی در رابطه با اعتدال در دوستی ها و دشمنی ها در حکمت 268 فرمودند:

در دوستی با دوست مدارا کن شاید روزی دشمن تو گردد و در دشمنی با دشمن نیز مدارا کن زیرا شاید روزی دوست تو گردد.

در اینجا نیز امام علی افراط را باعث پشیمانی می داند. این دیدگاه در رابطه با سیاست کلان داخلی و خارجی بسیار اهمیت دارد. در اینجا نیز حفظ میانه روی خط سعادت می باشد.

در خطبه 127 در رابطه با پرهیز از افراط و تفریط نسبت به مقام امام علی (ع) به صراحت و روشنی از چپ روی و راست روی انتقاد می کند و این راه را باطل می داند که عامل تفرقه می باشد.

امام فرمود: به زودی دو گروه نسبت به من هلاک می گردند. دوستی که افراط کند و به غیر حق کشانده شود و دشمنی که در کینه توزی با من زیاده روی کرده و به راه باطل درآید. بهترین مردم نسبت به من گروه میانه رو هستند. از آنها جدا نشوید.

حضرت علی از خاندان نبوت، نزدیک ترین شخصیت به پیامبر گرامی و داماد پیامبر از خانواده معصومین جد یازده امام، بنیان گذار حکومت اسلامی – شیعی می فرماید: افراط در دوستی با ایشان مردود است و راه حق نیست و بی راهه است. (قوم سبائیه) و دیدیم که حضرت علی با قوم یا افرادی که چنین دیدگاهی داشتند برخورد کرد؛ و یا دشمنانی که در دشمنی زیاده روی کردند (مثل خوارج) و باعث تفرقه و پراکندگی و جدایی مردم از یکدیگر شدند و به صفوف متحد مردم ضربه زدند و ریشه اختلاف و نفاق را کاشتند.

همچنین در حکمت 117 می فرماید: دو تن به خاطر من به هلاکت رسیدند، دوست افراط کننده و دشمن دشنام دهنده. بنابراین افراط گری در هر دو جناح نابودی است.

ایشان در نامه 31/109 به حضرت امام حسن (ع) می فرماید: با کسی که میانه روی را ترک کند از راه حق منحرف می گردد.

در حکمت 108 در رابطه با تندروی و کندروی، قلب را مثال می زند که تمام حرکاتش واقعا شگفت انگیز است و از عجایب خلقت است و دقیقا حرکت میانه دارد که هرگونه کند روی برای آن زیان بار و هرگونه تند روی برای آن فساد آفرین است.

اینکه می گوئیم تمام آفرینش دنیا و هرچه در اوست با نظم اعتدالی توسط خداوند خلق گردید دقیقا منطقی است.

آنچه که در این نوشتار عرضه نمودم مضرات چپ روی و راست روی را تذکر دادم و ارزش والای میانه روی را نتیجه گیری کردم. و اینکه حکومت اسلامی و دولت اسلامی با تفکر تشیع بر اساس آموزه های امام علی پایه ها و شالوده اش، اعتدال و میانه روی است و هر جریانی خارج از این چهارچوب حرکت کند به تباهی کشیده خواهد شد.

بخش سوم:

در ادامه نوشتار قبلی، در این نوشتار به موضوع اعتدال در اخلاق مدیران اسلامی و هشدار از بد رفتاری با مردم می پردازم، باز هم منبع تغذیه فکری ما نهج البلاغه و پیام ها و دستورات اولین بنیان گذار حکومت اسلامی در دنیا حضرت علی (ع) می باشد.

در این نوشتار سعی خواهم نمود به صورت خلاصه تا آنجاکه توان است به بسیاری از فرمایشات مولا متقیان بپردازم.

حضرت علی (ع) در نامه 19 خطاب به یکی از فرماندارانش در فارس ایران فرمود:

پس از نام خدا و درود، همانا دهقانان مرکز فرمانداریت، از خشونت و قساوت و تحقیر کردن مردم و سنگدلی تو شکایت کردند. من درباره آنان اندیشیدم، آنان را شایسته نزدیک شدن یافتم؛ زیرا که مشرکندولی سزاوار قساوت و سنگدلی و بدرفتاری نیستند. بلکه با ما هم پیمانند. پس در رفتار با آنان نرمی و درشتی را به هم آمیز و رفتاری تؤام با شدت و نرمش داشته باش، اعتدال و میانه روی را در نزدیک کردن یا دور کردن رعایت کن.

در همین رابطه در نامه 21 به زیاد فرماندار بصره در سال 3 هجری چنین فرمودند:

ای زیاد، از اسراف پرهیز کن و میانه روی را برگزین، از امروز به فکر فردا باش و از اموال دنیا به اندازه کفاف خویش نگهدار و زیادی را برای روز نیازمندیت در آخرت پیش فرست.

آیا امید داری خداوند پاداش فروتنان را به تو بدهد درحالیکه از متکبران باشی؟ و آیا طمع داری ثواب انفاق کنندگان را دریابی درحالیکه در ناز و نعمت قرار داری؟ و تهیدستان و بیوه زنان را از آن نعمت ها محروم کنی؟

همانا انسان به آنچه پیش فرستاده و نزد خدا ذخیره ساخته پاداش داده خواهد شد.

این نامه واقعا تذکر بسیار خوب و با ارزشی می باشد برای زمامداران و مدیران کشور ما که متاسفانه اکثرا با این نوع نصایح بیگانه اند.

 

در حکمت 298 در رابطه با اعتدال در دشمنی ها می فرماید:

کسی که در دشمنی زیاده روی کند گناهکار است و آن کس که در دشمنی کوتاهی کند ستمکار است و هر کس که بی دلیل دشمنی کند نمی تواند با تقوا باشد.

واقعا امام علی تا عمق مسائل را نبیند نظر نمی دهد. اهمیت میانه روی را حتی در دشمنی با دشمنان را هم تذکر می دهد؛ نه تند روی را قبول دارد و نه سهل انگاری و کوتاهی را.

در رابطه با بخشش و  حسابرسی در حکمت 33 می فرماید:

بخشنده باش اما زیاده روی نکن؛ در زندگی حسابگر باش اما سخت گیر نباش.

حضرت، افراط و زیاده روی در بخشش را هم نکوهش می کنند.

حضرت علی در رابطه با ضرورت اعتدال و میانه روی و ره آورد دوراندیشی و میانه روی در حکمت 181 می فرماید:

حاصل کوتاهی پشیمانی  و حاصل دوراندیشی سلامت است.

در حکمت 192 در رابطه با اعتدال در تجارت می فرماید:

ای فرزند آدم، آنچه را که پیش از نیاز خود فراهم کنی برای دیگران اندوخته ای؟

این نصیحت اخلاقی – اقتصادی می باشد؛ و اندازه دار، که اندازه نکوست.

در رابطه با اعتدال در ثناگویی و ستایش در حکمت 347 می فرماید:

ستودن بیش از آنچه که سزاوار است نوعی چاپلوسی و کمتر از آن درماندگی یا حسادت است.

در ستایش هم باید همیشه میانه رو بود، نه کم نه زیاد، بلکه در حد میانه.

امام علی حتی در رابطه با زهد و پارسایی هم خط میانه را پیشنهاد می دهد و در حکمت 439 فرمودند:

زهد بین دو کلمه از قرآن است که خدای سبحان فرمود: "تا بر آنچه از دست شما رفته حسرت نخورید و به آنچه به شما رسیده شادمان مباشید. " کسی که بر گذشته افسوس نخورد و به آینده شادمان نباشد، همه جوانب زهد را رعایت کرده است.

 تاکید ما بر اینکه پایه های اولین حکومت اسلامی – شیعی اصول و خطوط اعتدال و میانه روی است فقط به جهت اهمیت و ارزش راه مستقیم می باشد و در نهج البلاغه نیز مؤید به همین امر است.

حضرت علی (ع) در خطبه 16 در رابطه با راه راست و راه میانه و سرگردانی مردم میفرمایند:

آن که بهشت و دوزخ را پیش روی خود دارد، در تلاش است. در ادامه امام فرمودند که:

چپ و راست گمراه، و راه میانه، جاده مستقیم الهی است که قرآن و آثار نبوت آن را سفارش می کنند و گذرگاه سنت پیامبر (ص) است و سرانجام بازگشت همه بدان سو می باشد.

البته امام به چپ و راست تذکر می دهد که آنچه بر اساس تقوا پایه گذاری شود نابود نگردد. کشتزاری که با تقوا آبیاری شود تشنگی ندارد؛ بنابراین چنانچه چپ گرایان و راست گرایان مقداری تقوا داشته باشند به راه میانه خواهند رسید وگرنه هلاک خواهند شد.

در این گفتار به این نتیجه نیز می رسیم که راه میانه، را تقوا و انسان های متقی است.

چپ روی و راست روی ضعف در تقوا است. البته راه بازگشت برایشان وجود دارد.

یکی از فرمایشات گهر بار امام در حکمت 140 متجلی گردید. آنجاکه ارزش میانه روی را قناعت و بی نیازی مطرح می نماید.

آن کس که میانه روی کند، تهی دست نخواهد شد.

چنانچه هر حکومتی، هر دولتی، هر سیستم و جمعی و در آخر فردی همیشه راه میانه را از نظر اقتصادی پیش گیرد امکان تهی دست شدن برایشان وجود ندارد. مانند امروز که بحران اقتصادی وجود دارد، رعایت موضوع اقتصاد مقاومتی که مقام معظم رهبری فرمودند، دقیقا همان میانه روی در تمامی مسائل است که جلوی افراط و تفریط را می گیرد.

امیرالمؤمنین در خطبه 93 پرهیزکاران را افرادی میانه رو معرفی می نماید و اگر دقت نمائیم چنانچه مسلمانان با این خصوصیات زندگی کنند به هیچ وجه مشکلی برای کشور و مردم پیش نخواهد آمد.

حال به فراز هایی از این خطبه می پردازیم هرچند کل این خطبه آنقدر با ارزش است که باید درس زندگی ما باشد.

امام فرمود: اما پرهیزکاران، در دنیا دارای فضیلت های برترند. سخنانشان راست، پوشش آنان میانه روی، راه رفتنشان با تواضع و فروتنی است، چشمان خد را بر آنچه خدا حرام کرده می پوشانند و گوش های خود را وقف دانش سودمند می کنند و در روزگار سختی و گشایش، حالشان یکسان است. دل های پرهیزکاران اندوهگین و مردم از آزارشان در امان، تن هایشان لاغر و درخواست هایشان اندک و نفسشان عفیف و دامنشان پاک است.

از نشانه های دیگر پرهیزکاران به تعبیری دیگر میانه روها: در دینداری نیرومند، نرمخو و دوراندیش هستند. دارای ایمانی پر از یقین، حریص در کسب دانش، با داشتن علم بردبار، در توانگری میانه رو، در عبادت فروتن.در تهی دستی آراسته، در سختی ها بردبار، در جستجوی روزی حلال، در راه هدایت شادمان و پرهیز کننده از طمع ورزی، می باشد.

دوری او از تکبر و خودپسندی و نزدیکی او از روی حیله و نیرنگ نیست.

با بررسی فرمایشات امام علی پی به این حقیقت می بریم که پرهیزکاران واقعی از میانه رو ها می باشند.

آنچه که به صورت فشرده در رابطه با اعتدال و میانه روی عرضه داشتم جهت اثبات این حقیقت بود که اسلام با اعتدال و میانه روی متولد شد و اعتقاد بر این است که با حفظ اصول و ارزش ها در تمامی مراحل در حال اصلاحات  باید بود و حتی روز ها باید نسبت به هم متفاوت باشند، امروز باید با دیروز متفاوت باشد و بهتر از دیروز.

نتیجه میانه روی به اجرای عدالت ختم می شود که نفعش به خلق الله می رسد؛ که     ان شاء الله در ادامه به بحث عدالت و مدیریت اسلامی خواهیم پرداخت.

والسلام

عبدالعلی باطبی – مشاور رئیس شورای سیاست گذاری جبهه تدبیر و توسعه ایران اسلامی

نام:
ایمیل:
* نظر: