مخاطب۲۴، نتایج کنکور سراسری امسال بار دیگر بحث «عدالت آموزشی» را به صدر رسانهها و شبکههای اجتماعی بازگرداند. مرور اسامی رتبههای برتر نشان میدهد که سهم مدارس دولتی تقریباً صفر بوده و جایگاههای نخست بیشتر به دانشآموزان مدارس سمپاد، غیرانتفاعیهای پرهزینه و مراکز آموزشی خصوصی اختصاص یافته است.
کارشناسان و ناظران آموزشی معتقدند که خانواده و امکانات مالی، بیش از هر زمان دیگری در تعیین رتبههای برتر نقشآفرینی میکنند. نمونههای موفق امسال، همچون آریا ابراهیمی و آترینا فرحمند، نشان میدهند که دسترسی به منابع آموزشی خاص و حمایت مالی خانوادهها، نقش تعیینکنندهای در موفقیت کنکور داشته است.
این روند تفاوت میان شهرها را نیز پررنگتر کرده است؛ حدود یکچهارم پذیرفتهشدگان ممتاز از تهران و شهرهای بزرگ مانند مشهد هستند و استانها و شهرستانهای کوچک تقریباً هیچ نمایندهای در میان رتبههای برتر ندارند.
برخی کارشناسان هشدار میدهند که شکلگیری «صنعت کنکور» شامل مؤسسات آموزشی خصوصی، مشاوران و بازار میلیاردی کتابهای کمکآموزشی، فرصت رقابت برابر را کاهش داده و ممکن است به بازتولید نابرابری اجتماعی منجر شود. پیش از این، نمونههایی مانند رستگار رحمانی از کرمانشاه و مهدی نیکوکار از خراسان شمالی نشان میدادند که دانشآموزان مدارس معمولی و کمبرخوردار هم میتوانند به صدر برسند، اما اکنون مسیر موفقیت برای این گروهها سختتر شده است.
پرسش اصلی این است که آیا کنکور هنوز میتواند ابزار تحرک اجتماعی باشد یا به ماشینی برای بازتولید تبعیض تبدیل شده است و چه جایگزینهایی میتوان برای آن تصور کرد.