به گزارش مخاطب ۲۴ پانزدهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران شامگاه شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۴در تالار قلم کتابخانه ملی ایران برگزار شد. در مراسم پانزدهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران که آغاز آن با حدود یک ساعت و نیم تاخیر رقم خورد علاوه بر جمع زیادی از اعضای انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی، هنرمندانی همچون حسن پورشیرازی، حامد بهداد، بهزاد خلج، داریوش فرضیایی،ناصر ممدوح، امیر غفارمنش،فرزین محدث،مجید صالحی، پریناز ایزدیار،مجید برزگر، نفیسه روشن، مهسا حجازی، سهیل موفق و... حضور داشتند.
اجرای پانزدهمین جشن منتقدان سینما بر عهده فرزاد حسنی بود و او در صحبت هایش از حضور در جمع جذاب منتقدان و اهالی سینما ابراز خرسندی کرده و از این جشن به عنوان رویدادی مهم در تاریخ سینمای ایران یاد کرد.
در ادامه کلیپی از الحیدوار قبلی جشن منتقدان سینما و آیین اهدای جوایز به برگزیدگان این رویداد سینمایی پخش شد.
پس از این بخش، جعفر گودرزی دبیر پانزدهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی پشت تریبون آمد.
وی در ابتدای سخنان خود بیان کرد: هنرمندان و سینماگران عزیز، اهالی شریف رسانه، میهمانان ارجمند و اعضای گرامی انجمن منتقدان، امشب ما در تالار قلم گرد هم آمدهایم، نه فقط برای برگزاری یک جشن، بلکه برای پاسداشت جادویی که نامش سینماست. سینما، حافظه زنده یک ملت است؛ آینهای که شکست و شکوفه، غمها و شادیهایمان را بازمیتاباند و ما را دوباره با خودمان روبهرو میکند. زخمی است که همزمان مرهم است و فانوسی که در تاریکترین راهروهای تاریخ، جرقهای از امید را روشن میکند و این همان معجزهایست که سینما را یگانه و جاودانه کرده است.
وی ادامه داد: پانزدهمین جشن منتقدان، فرصتی است برای ایستادن دوباره کنار هم، برای یادآوری اینکه سینمای ایران، با همه رنجها و تنگناها، هنوز شرافتمندانه میتپد و زندگی را بیصدا به ما بازمیگرداند. امشب، بیش از آنکه مراسمی برای تقدیر باشد، لحظهایست برای دوباره باور کردن نیروی سینما؛ همان نیرویی که ما را کنار هم نگه داشته و چراغ فردا را روشن میکند.
گودرزی ادامه داد: در این دوره از جشن منتقدان، برای نخستینبار آکادمی جشن، مسئولیت سنگین داوری سه سال اکران سینمای ایران را برعهده گرفت. کاری طاقتفرسا و دقیق که ثمرهاش، ارزیابی ۲۰۷ فیلم در گسترهای وسیع از ژانرها، زبانها و جهانبینیها بود. ما باور داریم که سینمای ایران، در این بزنگاه تاریخی، نه تنها به تندباد شهرت و بازار، که به بادهای پالایشگر کیفیت نیاز دارد.
وی افزود: در چنین زمانهای، بیش از همیشه نیازمندیم به دلهای پاک، به قلمهای بیتعارف و به وجودهای دلسوزی که چشم به حقیقت دارند، نه منفعت. بیایید کنار هم بمانیم. نگذاریم هر جریان یا هیاهویی بین ما، بین دلسوزان سینمای نجیب ایران، درهای از سوءتفاهم و جدایی حفر کند. سینما، پیش از هر چیز، خانه دلهای روشن است و منتقد، فانوسدار این خانه در تاریکیها.
دبیر پانزدهمین جشن بزرگ انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی گفت: سینمای ما سالهاست از تکصدایی ملالآور رنچ می برد، از تکرار بیپایان جهانهایی که نه تازهاند، نه راستین. گویی دوربینها جرأت عبور از قاب امن عادت را ندارند. ما، به جای تنوع طعمها، یک غذا را در صد بشقاب سرو میکنیم و هنوز انتظار داریم مخاطب، با اشتیاق، لقمه آخر را هم ببلعد. نه! سینما با تکصداها نمیبالد. با فراموشی مخاطب زنده نمیماند. وقتی ژانرهای فراموششده، وقتی طنز به ابتذال و درام به زاری بدل میشود، یعنی ما به شعور و ذائقه تماشاگر پشت کردهایم.
وی مطرح کرد: مخاطب ما بیسلیقه نیست، تحقیرش کردهاند. با آثاری که نه تخیل را قلقلک میدهند، نه اندیشه را. نه میخندانند، نه میگریانند. بلکه فقط میگذرند؛ مثل نسیمی که یادش نمیماند. سینمای ما، اگر بخواهد برخیزد، باید دوباره به تنوع، شهامت و تجربهگری بازگردد. باید جسارت کند، در روایت، در فرم، در لحن، در فهم مخاطب. و این آغاز نمیشود مگر با صدای منتقد، با واژههایی که نه از سر خشم، که از سر عشق، آینده را صدا میزنند.
گودرزی ادامه داد: ما در کشوری با اقلیمهای متنوع، فرهنگهای رنگارنگ، اسطورههای زنده و زخمهای عمیق، چرا باید فقط یک قصه را در صد فرم یکسان تکرار کنیم؟ و در این میانه، سینمای ما از زخمی عمیق رنج میبرد: فقر ژانر، یعنی فقر تخیل. ما در کشوری با صدای هزار روایت، چرا فقط یک لحن را تکرار میکنیم؟ وقتی کمدی به هجو بدل میشود، ملودرام به زاری و عاشقانه به سانسور، یعنی خطر از قاب گذشته و به روح رسیده است. سینمای ما از فقر ژانر نمیرنجد؛ در آن جان میسپارد. وقتی هفت هنر را به چهار نما تقلیل میدهیم و خیال را در یک قاب بسته محبوس میکنیم، نه درام رشد میکند، نه کمدی میخنداند، نه عشق میسوزاند. این فقر، فقط فقدان تکنیک نیست؛ فقدان شهامت است. شهامت نگاه تازه، شهامت تجربهگری، شهامت پذیرش مخاطبی که میفهمد و شعورش را به بازی نمیگیرد.
وی گفت: ما به نام مردم، از مردم دور شدهایم. مخاطب، قربانی سهلانگاری ما شده؛ نه چون او ذائقه ندارد، بلکه چون ما طعم تازهای به او نچشاندیم. نه چون او خام است، بلکه چون ما خامفروشی کردیم و این درد، درد یک نسل است که به جای سینما، فقط سایهاش را دیده؛ سایهای بیژانر، بیخون، بیغرور. سینمای ما، اگر بخواهد برخیزد، باید از روی خاکستر خودش عبور کند. باید دوباره یاد بگیرد که ترس را بیافریند، عشق را بیپرده روایت کند، کمدی را از لودگی نجات دهد و مرگ را، نه با آه، بلکه با سکوتی سینمایی به تصویر بکشد.
دبیر پانزدهمین جشن بزرگ منتقدان در ادامه صحبتهای خود گفت: اینجا، نقطه جوش است. یا تبخیر میشویم یا تبدیل و در این میانه، باید چشم باز کنیم به واقعیت سخت تولید. امروز، هزینههای سرسامآور، بخش خصوصی را فلج کرده است. جریان تولید، در گلمانده است و بسیاری، دیگر نه به ساختن، که به بقا فکر میکنند. ما در زمانهای ایستادهایم که فردا، مبهمتر از همیشه است. بلاتکلیفی، در همهجا خانه کرده؛ در سرمایهگذاری، در مجوز، در نمایش و حتی در اعتماد و با این همه، هنوز یک چیز هست که میتوان به آن دل سپرد: سینما. سینما، در دل این آشوب فقط هنر نیست؛ پناه است. شاید آخرین امید جمعی ما باشد برای اینکه دوباره باور کنیم به دیدن، به فهمیدن، به بودن. به پانزدهمین جشن منتقدان خوش آمدید. با افتخار، با امید و با ایمان به سینما.
جعفر گودرزی سپس از حمایت کلینیک مهرافروز حامی این جشن و همکاران و عوامل این برنامه تشکر کرد.
پس از صحبتهای دبیر این دوره از جشن، کلیپ درگذشتگان سینما پخش شد.
محمد موسوی فرزند شهید سعید موسوی در ادامه گفت: از گرامیداشتی که برای خانوادهام گرفتهاید، بسیار تشکر میکنم. از آقای مهدی کوهیان، سمیرا علایی، زینب کاظمخواه و تمام دوستان سینما و مطبوعات تشکر میکنم. امیدوارم سایه جنگ برای همیشه از کشور ما دور شود.
سپس مراسم بزرگداشت فرشته صدرعرفایی بازیگر سینما برگزار شد که وی به دلیل سفر در این مراسم حضور نداشت.
صدرعرفایی در ویدئویی که پخش شد، عنوان کرد: متاسفم که امشب در خدمت شما عزیزان نیستم. من خرداد عازم سفری بودم و به دلیل تعویق زمان برگزاری مراسم نتوانستم در ایران حضور پیدا کنم. از انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران تشکر میکنم. این شانس یک بار برای یک بازیگر اتفاق میافتد که برایشان بزرگداشت برگزار کنند.
وی ادامه داد: از کارگردانان، فیلمنامه نویسان، همکاران پشت صحنه و همبازیان عزیزم تشکر میکنم. امشب برای من هم شب بزرگی است زیرا بزرگداشت دوست قدیمی و عزیز من حسن پورشیرازی نیز برگزار میشود. بازی درخشان او در فیلم «پیر پسر» برای همه ما مانند کلاس درس است.
مهناز افضلی به نمایندگی از فرشته صدرعرفایی لوح تقدیر او را دریافت کرد.
در این مراسم از حسن پورشیرازی بازیگر سینما هم تجلیل شد. مهناز افضلی، حامد بهداد و رضا صائمی برای تجلیل از این هنرمند روی صحنه آمدند.
حسن پورشیرازی پس از دریافت لوح خود گفت: این جایزه مهمترین جایزهای است که میگیرم. از منتقدان عزیز تشکر میکنم که سالهاست مرا حمایت میکنند و از شبی که در برج میلاد آن اتفاق برای ما افتاد تا امروز از ما و فیلم ما حمایت کردهاند.
وی ادامه داد: دوست دارم در اینجا این را بگویم که امروز هم استانی عزیز من آقای پژمان را از دست دادیم و از این بابت بسیار متاسف هستم.
پورشیرازی بیان کرد: این تقدیر را به روح بزرگ داریوش مهرجویی تقدیم میکنم که بسیار از او آموختم. همچنین از تمام کسانی که من را تا اینجای کار حمایت کردند، بسیار سپاسگزارم. اکتای براهنی از تو ممنونم که به من اعتماد کردی تا در کنار هنرمند درجه یک سینما حامد بهداد، لیلا حاتمی، محمد ولیزادگان و همه عزیزان کار کردیم.
در ادامه حامد بهداد درباره حسن پورشیرازی مطرح کرد: این مطلبی که آقای پورشیرازی گفتند داغ دل من را تازه کردند. جایزه های زیادی بین ما سینماگران رد و بدل شده ولی شبی را به خاطر دارم که از دست آقای داریوش مهرجویی جایزه گرفتم. کلیپ درگذشتگان را که می بینیم متوجه می شویم چه اعتبارهایی در سینما بودند که از دست داده ایم.
وی افزود: بازیگری گاهی ساده و گاهی طاقت فرسا است. چهار فیلم سینمایی و یک تئاتر با حسن پورشیرازی کار کردهام. ورود همه بازیگران برای حضور در این فیلم سخت بود و در سکانس آخر و در ماه های آخر همه ما شاهد اتفاقی بودیم که برای حسن پورشیرازی افتاد و او با اعصابی خراب هر روز به جنگ این نقش می آمد. حسن را نگاه می کردم و می دیدم که در ماه آخر جان خود را از دست داده و دیوانهوار به صحنه میآمد. همان روزها میدیدم که حسن مزد خود را برمیدارد. نقش های رنگارنگی که ایفا کرده است و می دیدم این رنجی که میکشد به بار خواهد نشست. همیشه منتظر بودم او مزد و اجر خود را بردارد و ایمان داشتم و این روز که همه جلوی پا او ایستادند را می دیدم. امیدوارم یگانه شدن با نقش و هنر از دل همدیگر و شهر بگیریم.
حسن پورشیرازی بیان کرد: از حامد عزیز ممنونم. دعا کنید که فیلم ما به اسکار برود.
جایزه ویژه جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران، توسط مازیار فکری ارشاد و کوروش تهامی به سروش صحت برای کارگردانی فیلم «صبحانه با زرافهها» اهدا شد.
سروش صحت پس از دریافت جایزه گفت: خیلی خوشحال و هیجانزده هستم، زیرا این جایزه بسیار مهم است؛ چون ازطرف منتقدان و نویسندگان سینما است. متاسفانه من باید زودتر بروم چون تا همین الان هم سر صحنه بودم و حالا هم باید برای ضبط برنامه اکنون بروم.
وی ادامه داد: هر فیلمی یک کار تیمی است و من به نمایندگی از تمام عوامل اینجا هستم. هرکدام از ما یک بهشتی در ذهنمان داریم که دوست داریم در آنجا صبحانه بخوریم. بهشت ذهنی من و ایمان «صبحانه با زرافهها» بود.
امشب شب «علت مرگ نامعلوم» بود. جایزه بهترین فیلم هم به مجید برزگر برای این فیلم رسید تا «علت مرگ نامعلوم» برنده بزرگ پانزدهمین دوره جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران لقب بگیرد.
بهترین کارگردان:
تندیس بهترین کارگردانی نیز به علی زرنگار برای فیلم «علت مرگ نامعلوم» اهدا شد.
زرنگار پس از دریافت این جایزه گفت: تجلیل دوباره از این فیلم برای من تجلیل از سینمای مستقل است که فقط با حضور هنرمندان مستقل به وقوع میپیوندد.
بهترین فیلمنامه:
تندیس بهترین فیلمنامه به علی زرنگار برای فیلم «علت مرگ نامعلوم» رسید؛ فیلمی که پس از چند سال توقیف سرانجام سال گذشته روی پرده رفت.
جایزه خلاقیت در بازیگری با حضور حامد بهداد و هوشنگ حسینی به امین حیایی برای فیلم «برف آخر» اهدا شد.
امین حیایی نیز بیان کرد: از انجمن بسیار ممنونم. افتخار داشتم که یک بار دیپلم افتخار را برای فیلم «شعله ور» دریافت کردم. درست است که بسیاری از بزرگان سینما از کنار ما رفته اند اما باید قدر همین خانواده و قدر داشتههایمان را بدانیم و آنها را در این خانواده تنها نگذاریم.
دیپلم افتخار نقش اول مرد:
بانیپال شومون(علت مرگ نامعلوم)
بانیپال شومون در سخنانی تاکید کرد: اولین جایزه سینمایی خودم را گرفتم و از این منظر خوشحالم. از انجمن منتقدین تشکر دارم و از اینکه بازی من را پسندید واقعا خوشحالم زیرا شما لذت بازیگری را به من چشاندید.
وی ابراز کرد: از مجید برزگر تشکر دارم و تمام بچههای «علت مرگ نامعلوم»؛ زیرا این جایزه نتیجه تلاش همه عوامل فیلم است. امیدوارم به دور از هر نژاد، مذهب و جنسیت در این کشور در کنار هم کار کنیم. این جایزه را هم به تمام هنرمندان بی صدا اهدا میکنم.
تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد:
میرسعید مولویان(جنگل پرتغال)
میرسعید مولویان نیز پس از دریافت جایزه خود عنوان کرد: آروزی من این بود که اولین جایزه ام، جایزه انجمن منتقدان باشد زیرا هنر همواره یک امر علمی بوده است. من این جایزه را روی قلبم میگذارم و این تندیس را به شیوای عزیزم تقدیم میکنم.
دیپلم افتخار نقش اول زن:
الناز شاکردوست(بیبدن)
تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن:
سارا بهرامی(جنگل پرتغال)
سارا بهرامی پس از دریافت جایزه خود گفت: افتخار این را دارم که برای دومین بار این جایزه را بگیرم و خدا را از این بابت شاکر هستم. البته این جایزه را مدیون حس اعتماد آرمان خوانساریان هستم و از انجمن منتقدان بابت نظرشان تشکر میکنم
دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد:
علت مرگ نامعلوم(علیرضا ثانیفر)
تندیس بهترین بازیگر مکمل مرد:
مجید صالحی(برف آخر)
مجید صالحی با خنده و شوخی گفت: قبل از هرچیزی یک عذرخواهی به علیرضا ثانیقرد بدهکارم چون مجید دلبندم را در دوران دانشجویی از او دزدیدم.
وی ادامه داد: اینجایزه با ارزشی است و منتقدین از یکجایی مسیر زندگی من را عوض کردند زیرا من در کمدی دچار تکرار شده بودم و نقد آنها باعث شد من به ژانرهای دیگر هم بروم.
این بازیگر در ادامه از ترانه علیدوستی، فاطمه معتمدآریا، باران کوثری، پانتهآبهرام و کتایون ریاحی یاد کرد و افزود: دلمان برای این بازیگران تنگ شده است. امیدوارم شرایطی فراهم شود که از تواناییهایی این بازیگران استفاده کنیم.
صالحی بیان کرد: دو چیز من را به سینما متصل کرد ابتدا مجله فیلم بود که خانوادگی آن را میخریدیم. دوم هم این بود که بعد از فوت پدرم مجبور شدم برای امرار معاش فیلم بفروشم که به خاطر این شغل فیلم هم زیاد نگاه میکردم.
وی در پایان سخنانش گفت: برای امرار معاش فیلم میفروختم و در این فروشندگی فیلم ، یک بازی ، من را مجذوب میکرد و آن کسی نیست جز بهروز وثوقی که این جایزه را به او تقدیم میکنم.
جایزه بهترین بازیگر مکمل زن با حضور ناهید مسلمی، پریناز ایزدیار و حسن لطفی به صدف اسپهبدی برای فیلم «علفزار» اهدا شد.
وی پس از دریافت جایزه گفت: از انجمن منتقدان ممنونم که من را امروز به آرزویم رساندند. خوشحالم که این لوح را دارم. از شما خواهش میکنم که به افتخار پدر و مادر من که امروز در سالن هستند، دست بزنید. همیشه می گویند که اگر در جمعی ۱۰۰ نفر آدم باشند و ۹۹ نفر به تو بگویند نمیشود و نمیتوانی اما ۱ نفر به تو بگوید که میشود، تو حتما موفق میشوی. آن یک نفر برای من کاظم دانشی بود. این جایزه را به کاظم دانشی تقدیم میکنم.
بهترین تدوین:
حسن حسندوست(پرویز خان)
دیپلم افتخاربهترین موسیقی متن:
مسعود سخاوت دوست(موقعیت مهدی)
تندیس بهترین موسیقی متن:
ستار اورکی(خائن کشی)
دیپلم افتخار بهترین فیلمبرداری:
آرمان فیاض(برف آخر)
تندیس بهترین فیلمبرداری:
مسعود سلامی(خائنکشی)
تندیس بهترین مهندسی صدا:
مهرشاد ملکوتی و مسیح حد پور سراج(موقعیت مهدی)
بهترین دستاورد فنی:
سهیل دانش اشراقی(طراحی صحنه فیلم خائن کشی)
کاندید بخش خلاقیت و استعداد درخشان(ویژه فیلمسازان اول):
آرمان خوانساریان(جنگل پرتغال)