روایت ظریف از اذیت کردنش در وزارت خارجه
محمدجواد ظریف وزیر خارجه سابق کشورمان گفت: به اصرار آقای ولایتی سفیر و معاون وزیر شدم؛ من نمیخواستم از مادرم جدا شوم و سفیر شوم. به ایران که برگشتم منشیهایی که برای من گذاشته بودند همه از حراست بودند؛
مخاطب ۲۴- میخواستند مرا زیر نظر داشته باشند! روزی یکی از منشیهای من که بچه خوبی هم هست، گفت: «تشریف نمیبرید نماز جماعت؟ به مصلحت است که بروید.» گفتم: اتفاقا، چون به مصلحت است نمیروم و در اتاق خودم نماز میخوانم. این نگرشهای من است و نمیگویم قطعا درست است چرا که ممکن است کاملا هم نادرست باشند.
ارسال نظرات